خوانش فمنیستی پساساختاگرایانه از"عشق، فانتزیا" اثر آسیه جبار براساس آرای هلن سیکسو و لوس ایریگارای

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران

2 دکترای زبان و ادبیات فرانسه- دانشگاه آزاد اراک

3 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی اراک

10.22059/jor.2020.304540.2002

چکیده

نقش زن در جامعه یکی از موضوعات چالش برانگیز در ادبیات معاصر است. این درونمایه، نظر بسیاری از نویسندگان را به خود معطوف کرده است. مقاله حاضر به شناخت مؤلفه‌های نوشتار زنانه و بررسی آن‌ها در اثر «عشق، فانتزیا» از جبار می‌پردازد. نگارنده با بهره‌گیری از رویکرد فمنیسم پساساختارگرای فرانسوی و با استفاده از آرای نظریه‌پردازانی نظیر ایریگارای و سیکسو می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیا اثر «عشق، فانتزیا» در زمره نوشتار زنانه می‌گنجد یا تنها به حوزه ادبیات زنان تعلق دارد. بدین منظور با کاربست آرای موج سوم فمنیسم در حوزه ادبیات، کوشیده می‌شود شاخصه‌های اصلی نوشتار زنانه تبیین شود. سپس با بررسی این مؤلفه‌ها رمان مورد بحث، استدلال می‌شود که جبار با نقد جامعه‌ای که بر پایه ثنویت‌های ارزشی شکل گرفته، کوشیده است برای امر زنانه که همواره به حاشیه رانده شده، زبان و نوشتار خود را بازتعریف کند، مهمی که نوشتار زنانه حول محور آن شکل گرفته است.

کلمات کلیدی: نوشتار زنانه، ایریگارای، سیکسو، آسیه جبار، عشق، فانتزیا

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Poststructuralist Feminist Reading of Assia Djebar’s Fantasia: An Algerian Cavalcade Based on Hélène Cixous’ and Luce Irigaray’s Theories

نویسندگان [English]

  • Mehrnoosh Arzaghi 1
  • mahboobeh Fahimkalam 2
  • mohammad reza mohseni 3
2 Assistant professor - IAU - Arak
3 assistant professor - IAU - Arak
چکیده [English]

According to poststructural feminism, the patriarchal, phallocentric society is based on binary oppositions. Poststructuralism subverts the patriarchal assertions of difference which impose an arbitrary closure on the differential field of meaning and reduce woman to that which is not man. Poststructuralist feminists, Irigaray and Cixous, call for defining the feminine in terms of “differance,” and believe the appreciation of differences open up new opportunities to women. Inspired by Derridean deconstructionist ideas, they came up with the theory of “écriture feminine” or “feminine writing” supposed to subvert the hierarchical power relations in language and literature. Reviewing this style of writing, the present article investigates if Assia Djebar’s novel, Fantasia: An Algerian Cavalcade, can be considered as an example of écriture feminine. Djebar develops a writing and language fitting to redefine the feminine which has always been marginalized and marked as “the other” in a phallogocentric system. Her style of writing puts this autobiographical novel in the category of écriture feminine.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ecriture féminine
  • Irigaray
  • Cixous
  • Assia Djebar
  • Fantasia: An Algerian Cavalcade