ساختار افق در اشعار ناظم حکمت: دغدغة مکانمندی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

10.22059/jor.2012.50887

چکیده

ناظم حکمت، شاعر ترک و یکی از کسانی بود که تحت تأثیر مارکسیسم
قرار داشتند، او 12 سال از عمرش را در زندان و نزدیک به 20 سال را در تبعید به‌سر
برد. تجربه‌ای که برداشت او را از مکان به ‌شدت تغیر داد و بر ساختار افق آثارش نیز
تأثیر گذاشت. ساختار افق، چنان که
کولو تبیین می‌کند، به‌ مفهوم پدیدارشناسانة «در جهان بودن» نظر دارد و در اثر
ادبی به‌ دنبال تجربة زیستة نهاد یا سوژه است، نهاد به‌ عنوان موجودی که همواره در
مکانی قرار دارد و از آنجاست که دنیا را احضار می‌کند. این روش با این فرض آغاز به‌کار
می‌کند که هر گفته‌ای بر اساس سه عنصر شکل یافته‌است: جهان، زبان و من. دربارة
ناظم حکمت و ساختار افق او، خواهیم دید چه طور گسست در دریافت زندانی از مکان در
شعر او دیده می‌شود. این مقاله قصد دارد ردپای این گسست در ساختار افق را در بوطیقای
زمان و مکان شعر حکمت بررسی کند. چگونه توصیف‌های او از مکان، او را از دیگر
شاعران هم‌عصرش در ادبیاتی که به‌ آن تعلق داشت، متمایز می‌کند؟ چگونه او این تمایلات
جهان وطنی‌اش را با دغدغة
مکانمندیش آشتی می‌دهد؟ چگونه یک شاعر ماده‌گرا با
معنویت افق مواجه می‌شود؟ این‌ها سؤالاتی است که این مقاله از طریق تحلیل ساختار
افق شعر حکمت سعی در پاسخ دادن به‌ آن‌ها دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Structure of Horizon in the Poems of Nazim Hikmet: Obsession with Location

چکیده [English]

Nazim Hikmet (1901-1963), Turkish poet and a true believer of
Marxism, spent 12 years of his life in prison and nearly 20 years in exile, an
experience that profoundly changed his perception of  space and influenced the horizon structure of
his literary work. As Michel Collot explains, horizon structure considers the
phenomenological idea of “existence-in the world” and seeks the life character
or subject matter in the literary work; the character as an existent which is
always placed (positioned) in a certain location, from where it evokes the
world. This method assumes that each statement is built from three components:
World, Language and Me. With regards to Nazim Hikmet and his horizon structure,
we will see how the break in the perception of the prisoner from space is
visible in his poetry. This study will examine the traces of this rupture in
the structure of the poetry of Hikmet. How does its spatial descriptions differ
from others in the literature in which his poems are rooted? And how does he
reconcile this terminology of space with Marxist tendencies as a universal
human being? These are the questions we will try to answer. Next we will try to
draw the structure of horizon in the poetry of this poet.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Horizon Structure
  • Location
  • Nazim hikmet
  • Michel Collot
  • Rupture
  • Exile