<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>آشکارسازی یک واحد خاص تحلیل مضمونی در دوربین عکاسی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18072</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اسفندیار</FirstName>
					<LastName>اسفندی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">همان‌گونه که می‌دانیم پیوستگی یک داستان روایی، به‌هنگام خواندن، مستلزم ایجاد ارتباط میان شبکه‌های متعدد معنایی است که در جای جای آن وجود دارند و به آن شکل می‌دهند. در داستان‌های ژان فیلیپ توسن، سکانس روایی به مانند یک کل حاوی معنا عمل می‌کند. هرسکانس، که خود به واقع قطعه‌ای مستقل محسوب می‌شود، قرار است واحدی بسته یا هسته‌ای دارای معنا و خودبسنده را تشکیل دهد. از آنجا که ساختار آثار وی به‌گونه‌ای نیست که خوانندگان را به سوی راه حلی نهایی سوق دهد، مخاطبان وی، چنانچه بخواهند به ارزیابی درستی از معنای این آثار دست یابند، ناچارند از میان سکانس‌های یادشده و یا مجموعه‌ای از آن‌ها دست به انتخاب بزنند. مطالعة حاضر سعی دارد تا به گونه‌ای اجمالی و البته ضروری، از مفاهیم ”درونمایه“ و ”ایزوتوپی“ تعریفی نو ارائه داده، ویژگی منحصر به فرد شیوة روایی خالق دوربین عکاسی را آشکار سازد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایزوتوپی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توسن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دوربین عکاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سکانس روایی کل معنایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ظهور زنان ایرانی در حوزة فعالیت‌های اجتماعی و ادبی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18073</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>کریستف</FirstName>
					<LastName>بالایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">وضعیت زنان ایرانی در دورة پس از انقلاب اسلامی، همواره موضوع بحث و گفت‌‌وگو بوده است. این مباحث  مربوط به موقعیت، کارکرد، حقوق و نیز چهرة اجتماعی آنان می‌شوند. همانطور که می‌دانیم، هر نوع تغییر و تحول اجتماعی متاثر از افراد و گروه‌هایی‌ است که آن جامعه را تشکیل می‌دهند. در این زمینه، به ویژه وضعیت زنان ایرانی قابل توجه است. از میان این زنان که به طور کلی اعضای غیر فعال و خاموش جامعه و البته اکثریت آن را  تشکیل می‌دهند،  برخی با گذر از قوانین عرفی جامعه، در عرصه های فعالیت اجتماعی شرکت جسته، و گاه نیز پله‌های ترقی را تا سطوح بالا طی می‌کنند. این مقاله سعی دارد تا در پنج پردة متفاوت، نگاه و شیوة تفکر برخی از چهره‌های زن ایرانی را که در گسترة ادبیات فارسی به مطا لعات اجتماعی می‌پردازند، بررسی کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آذر نفیسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انسان باوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زویا پیر‌زاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شهرنوش پارسی پور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلی ترقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اندیشة مرگ به‌مثابة پایان همه چیز در آثار هدایت</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18074</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>روح الله</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اسدالله</FirstName>
					<LastName>محمدزاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اندیشة مرگ به مثابة پایان همه چیز، در آثار هدایت بسیار پررنگ است. در واقع مرگ، هراس از آن و در عین حال افسون آن، به گونه‌ای اساسی به جهان هدایت شکل و سمت و سو می‌بخشند. بدون شک دلزدگی هدایت از زندگی و دل سپردن او به مرگی که البته هراس انگیز است، ریشه در عواملی مختلف دارد، از جمله بستر اجتماعی- فرهنگی که در آن نویسنده به‌کار نگارش مشغول بوده است. البته این موضوع در ماهیت نوشتار نیز قابل بررسی است. اما در مقالة حاضر بدون پرداختن به عوامل برون‌متنی، سعی کرده‌ایم ماهیت و نمود این ذهن مرگ اندیش را از خلال آثار او و به ویژه دو اثر اصلی اش یعنی زنده به گور و بوف کور بررسی کنیم. مرگی که وسوسه اش و در عین حال هراس از آن شخصیت ها و نیز خود نویسنده را در برزخی هولناک گرفتار کرده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پوچی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هدایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هراس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجود</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بازنگری ویژگی صوری رمان تجربی فرانسوی در فاصلة سال‌های 50 الی 70</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18075</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ناهید</FirstName>
					<LastName>شاهوردیانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">رمان نو فرانسه مکتبی است که از زمان پدیداریش، یعنی از ابتدای دهة 1950، بیش از دیگر مکتب‌های ادبی، به طور اصولی و مکرر، الگوهای نوشتاری داستانی را زیر سوال برده است.
در این چالش، نویسندگانی که مستقیم و یا غیر مستقیم به این گرایش وابسته بوده‌اند، توجه خود را معطوف قالب کرده و به آن اهمیت ویژه‌ای  بخشیده‌اند، با علم به این‌که انتخاب چنین شیوه‌ای می‌توانست موجب عدم انتقال سریع و صریح مفهوم شود. از آثار آنان اغلب با عنوان «رمان آزمایشگاهی» یاد کرده‌اند، عبارتی که «رمان تجربی» زولا را در قالب معاصرش تداعی می‌کرد. البته بین این دو تفاوتی جزئی وجود داشت: زولا به تجربه کردن ساختارهای اجتماعی می‌پرداخت و جامعه زمان خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار می داد، در حالی‌که نوگرایان رمان و در صدر آنان آلن رب گریه، با جدیت و پشتکار در پی آزمودن توان بالقوة ظاهری نوشتارداستانی بودند. نتیجه اختیار دیدگاه فرمالیستی این بود که دنیای ترسیم شده در روایت با دنیای «واقعی»- یا دست کم نمایی واقعی از دنیا- سنخیتی نداشت.  پس فرم گرایی آنان می تواند خواندن آثارشان را با مشکل مواجه سازد. هدف مقالة حاضر بررسی قوت و ضعف این مدعا است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان نو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صورت گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قابلیت ارجاعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوشتار داستانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اندر فراز و فرود رئالیسم داستانی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18076</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فریده</FirstName>
					<LastName>علوی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در طول سال‌های متمادی، در کشور فرانسه، رمان از بهترین ابزارهای ژرف‌اندیشی در واقعیت بوده است. بطوری که مکتب‌ها یا علوم زیبایی شناختی ادبی فراوانی تلاش کردند تا از طریق رمان، خود را به واقعیت زندگی نزدیک‌تر سازند. هر چند به نظر می‌رسد که توجه به واقع‌گرایی متعلق به عصر هومر باشد، اما به آسانی می‌توان از واقع‌گرایی رمان نویسان عصر کلاسیک سخن به میان آورد که همواره تلاش می‌کردند تا به کلیات دست یابند. همچنین می‌توان از رمان نویسان نامی رئالیست یا ناتورالیست سدة نوزدهم میلادی یاد کرد. اما مهم‌تر از همه، بهتر است از رمان نویسان «عصر بدگمانی» سخن گفت که با افکندن سایة شک و ابهام بر روی ارکان رمان، آن را به بازنگری درخودش واداشتند، تا به فرم و ساختارش بپردازد، از ارجاع دادن به جهان پیرامون بپرهیزد و خودش یا به‌عبارت بهتر، متن آن، موضوع ارجاع داستان قرار گیرد. با توجه به این مهم، در این مقاله تلاش نگارنده بر این خواهد بود که با رویکردی تطبیقی به بررسی مفاهیم «واقعیت» و «واقع‌گرایی» در رمان سنتی و رمان نو بپردازد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات فرانسه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان نو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واقعیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واقع‌گرایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مارسل پروست و زبان افشاگر</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18077</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهوش</FirstName>
					<LastName>قویمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">آنچه نام مارسل پروست را بلند آوازه کرد، تحلیل‌های روانشناختی او بود که در رمان ماندگار در جستجوی زمان از دست رفته به چشم می‌خورند . با این همه، غنای زبان‌شناختی این اثر کمتر مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. در واقع پروست به‌گوناگونی‌های زبان توجه ویژه‌ای داشت تا آنجا که وی نیز در نوشتن از سبک نویسندگان بزرگ دیگر تقلید می‌‌‌کرد . در عین حال او اولین داستان‌پرداز فرانسوی است که به‌هر یک از شخصیت‌های رمان شگفت‌انگیزش زبانی خاص بخشیده: لحن ، لهجه ، واژه‌ها و شیوة  صرف و نحوی که می‌تواند محل تولد، موقعیت اجتماعی و طرز تفکر آن‌ها را بارز گرداند و نیز خصلت‌های اخلاقیشان را آشکار سازد . وانگهی پروست مشاهدات و بررسی‌های خود را دربارة زبان، با توضیحات و اندیشه‌هایی همراه می‌سازد که به صورتبندی قوانینی کلی گرایش دارند. به‌همین سبب می‌توان مارسل پروست را زبان‌شناسی - البته نه حرفه‌ای - تلقی کرد که می‌کوشد از خلال گفتار اشخاص به‌روحیه و ذهنیت آن‌ها پی ببرد. و از این نقطه نظر، زبان‌شناسی  این نویسندة بزرگ، با تحلیل‌های روان‌شناختی او در هم می‌آمیزد .</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گویش شخصی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لهجه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نحو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تهران</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش ادبیات معاصر جهان</JournalTitle>
				<Issn>2588-4131</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>36</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2007</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>-</ArticleTitle>
<VernacularTitle>زبان جادو در فرهنگ عامه</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18078</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید علاءالدین  گوشه</FirstName>
					<LastName>گیر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>1970</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>-</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">”جادو“ به معنی عام واژه، به مجموعة گسترده‌ای از آداب و کنش‌های زبانی اطلاق می‌شود که بخشی از جامعه با توسل به آن‌ها به طور مستقیم یا به واسطة عاملان می‌کوشند برای دغدغه‌های زندگی خود پاسخی بیابند. ارزش بررسی مجموعه آثار عامیانه‌ای که از دورة صفوی به زبان فارسی منتشر شده است، در این است که ما را با عوامل هراس و نگرانی‌های بخش وسیعی از جامعة ما آشنا می‌سازد. چاره‌جویی‌های غریب برای رویارویی با طیف وسیعی از موارد استیصال فردی و گروهی، از آفت و بیماری گرفته تا جنگ و صلح، بیانگر شیوه‌ای است که برای مقابله با دشواری‌ها در پیش گرفته می‌شود. مطالعاتی که از قرن نوزدهم تا امروز در فرانسه در این باره انجام گرفته است، نشان می‌دهد که ”سحر“، به عنوان زیر مجموعة ”جادو“، در گروه‌های روستایی غرب اروپا رواج داشته و دارد که عامل اساسی آن، فقر و فلاکت است. این پدیده‌ها را به شکل‌های مختلف در همة جوامع بشری می‌یابیم، اما شاید بتوان در چشم‌اندازی کلی چنین گفت که آداب و کنش‌ها در جایی بیشتر پرخاشگرانه و خشونت آمیزند (جادوی سیاه) و در جای دیگر، بیشتر به منزلة تمهیداتی است برای حفاظت و حراست و مصونیت از بلایا (جادوی سفید).</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آداب و رسوم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جادو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سحر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم خفیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرانسه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرهنگ عامه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
